الملا فتح الله الكاشاني

8

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

رؤيا مستغنى است از تعيير و اگر نه محتاج تعبير است و تعديه كيد به ( لام ) با آنكه متعدى بنفسه است به جهت آنست كه متضمن معنى فعلى است كه متعدى است بلام مانند ( فيكيدوا و يحتالوا لك ) * ( وَكَذلِكَ ) * هم چنان كه تو را برگزيد خدا به اين چنين خوابى كه دليل شرف و نشانهء تفوق تو است و علامت شرف و عز و كمال نفس تو * ( يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ ) * بر خواهد گزيد تو را پروردگار تو به نبوت و فرمان فرمايى و پادشاهى و غير آن از امور عظام * ( وَيُعَلِّمُكَ ) * كلام مبتداست خارج از تشبيه كانه قيل ( و هو يعلمك ) يعنى آفريدگار تو بياموزاند تو را * ( مِنْ تَأْوِيلِ الأَحادِيثِ ) * از تعبير خوابها و از قتاده مرويست كه در عهد يوسف عليه السلام هيچ كس تعبير خواب به از او نميدانست و تعبير رؤيا باحاديث به جهت آنست كه آن از احاديث ملك است اگر صادق باشد و يا از احاديث نفس يا شيطان اگر كاذب بود و يا مراد از آن تاويل غوامض كتب الهى است و سنن انبياء و كشف معانى و مشكلات آن و بيان كلمات حكما و يا عواقب امور را بواسطه نبوت و وحى به تو اعلام كند و احاديث اسم جمع است براى حديث چون اباطيل كه اسم جمع است مر باطل را * ( وَيُتِمُّ نِعْمَتَه ) * و تمام خواهد كرد نعمت خود را كه نبوتست و وصل نعمت دنيا بنعمت آخرت * ( عَلَيْكَ ) * بر تو * ( وَعَلى آلِ يَعْقُوبَ ) * و بر فرزندان يعقوب يعنى از نسل يعقوب عليه السلام كه انبياء از وى بيرون آمدند و يا مراد برادران وىاند كه حقتعالى ايشان را بر اسلام و توبه از آنچه از ايشان صادر شده بود مثوبات و مغفرت ارزانى داشت و نزد اكثر مفسران آنست كه ايشان رتبه نبوت يافتند و اين قول مخالف مذهب اماميه است و ابو جعفر بن بابويه در كتاب دلائل النبوة باسناد از محمد بن اسماعيل بن بزيغ روايت كرده كه او از حنان بن سدير نقلكرده كه از ابو جعفر ( ع ) پرسيدم كه اولاد يعقوب انبياء بودند فرمود لا و لكنهم كانوا اسباطا اولاد الانبياء و لم يفارقوا الدنيا الاسعداء تا به واو تذكر و اما صنعوا * ( كَما أَتَمَّها ) * هم چنان كه تمام كرده نعمت را * ( عَلى أَبَوَيْكَ ) * بر دو پدر تو * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اين وقت يا پيش از تو مراد جداست و پدر جد يعنى * ( إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ ) * اما بر ابراهيم بخلة و رسالت و نجات از نار نمرود و اما بر اسحاق بنبوت و اخراج يعقوب و اسباط از صلب وى * ( إِنَّ رَبَّكَ ) * بدرستى كه پروردگار تو * ( عَلِيمٌ ) * دانا است به آنكه استحقاق اجتباء دارد * ( حَكِيمٌ ) * استوار كار و درست كردار است يعنى آنچه كند بر وفق مصلحت و حكمت باشد و چون بيان منشأ اين قصه كرد و ذكر تمهيد مقدمات آن شروع در آن نموده فرمود كه * ( لَقَدْ كانَ ) * بتحقيق كه هست * ( فِي يُوسُفَ ) * در قصه يوسف ( ع ) * ( وَإِخْوَتِه ) *